:: ::

 

صفحه نخست
همدل و همراه از روزگار جوانی تا عصای دوران پیری

همدل و همراه از روزگار جوانی تا عصای دوران پیری

 چهارشنبه 97/08/23

باران که می‌بارد، زمین گویی روح تازه‌ای به خود می‌گیرد. درختان حیات تازه از سر می‌گیرند و   جانوران به تبع آن شور و نشاط دیگری می‌گیرند.

باران نویدبخش زندگی دوباره‌ای است برای زمینی که در پی بی‌آبی مرده است ... خشک و لم یزرع و باران است که دوباره به آن حیات می‌بخشد .

به لطف پروردگار آبان ماه امسال سرشار از رحمت الهی بود و در این هوای  بارانی طبق روال همیشه  به دیدار عزیزی رفتیم که پس از سپری کردن  سالهای پر فراز و نشیب کار و زندگی  در دورانی از  زندگی دوباره بازنشستگی  به سر می بردند.

آقای محمود پورنظامی بازنشسته محترم بانک صادرات ایران  با اینکه دچار مشکلات جسمی بودند ولی به لطف خدا در کنار همسر فداکار و خانواده نازنینشان در محیطی گرم و صمیمی به گذران زندگی مشغول بودند.

همسر آقای پورنظامی سرکار خانم بتول مشهدی که بخاطر بیماری همسر و کم صحبتی ایشان بیشتر صحبت می کردند به بیان خاطرات دوران گذشته و روزگاری که همسرشان به خدمت در بانک مشغول بودند پرداختند و به تلاش و کوشش ایشان و گذراندن آزمونهایی در بانک اشاره کردند که سبب شد آقای پورنظامی به سطوح بالاتری ارتقاء پیدا کنند. خانم مشهدی از زندگی جوانی خود گفتند که بدلیل مشغله کاری همسر مجبور بودند همه بار زندگی و فرزندان را به دوش بکشند و در حال حاضر نیز همراه و عصای دست ایشان هستند.

همچنین قدردانی کردند از فرزندان پسرانشان  که با وجود نداشتن دختر هیچ مهر و محبتی را از پدر و مادرشان دریغ نمی کردند و تشکر کردند از همکاران صندوق که یادی از بازنشستگان فراموش شده کرده و به دیدارشان می روند.

در پایان لوح سپاس و هدایای ویژه مدیرعامل به این زوج محترم تقدیم شد.

روابط عمومی برای این خانواده عزیز سلامتی و عزت از خداوند متعال خواستار است.